بويتيوس داسيايي1
فيلسوف دانماركي، كه در حدود 1277، در پاريس برآمد. نام او هميشه با سيژاي براباني همراه است، آنان جديدترين مدافعان فلسفهٴ ابنرشدي در دانشگاه پاريس بودند و هر دو در 1277، تكفير شدند.
بويتيوس شرحي بر منطق ارسطو و كتاب چهارم كائنات جو، و رسالهاي دربارهٴ اصول دستور زبان
نوشت. ظاهراً بويتيوس اعتباري كمتر از سيژه داشته است.
ه . مسيحيان شرقي
تئودورس دوم لاسكاريس2
پسر ايوانس سوم باتاتْزِس كه جانشين او شد؛ نوهٴ تئودورس اول لاسكاريس، در 1222، در نيقيه زاده شد. امپراتور بيزانس در نيقيه از 1254 تا مرگ زودرسش، در مغنيسا بر كرانهٴ هِرمُس (شمال غربي لوديه) در 1258. وي در 1255 ـ 1256، تراس را از بلغارها پس گرفت.
شاگرد نيكه فوروس بلمودس و گيورگيوس آكروپوليتس ــ با وجود ناخوشي مزمن توانست وقت زيادي را صرف مطالعههاي فلسفي و ديني كند. به هر حال او بيش از يك اديب، و در سنت بيزانسي بيش از يك فيلسوف بود. او مناجاتها، اشعار، و 218 نامه كه بسياري از آنهادربارهٴ مسائل فلسفي و ادبي است، مواعظ، رسالهاي بر ضد لاتينيان، اثري در رثاي فردريك دوم، رساله در مدح پدرش، در مدح گيورگيوس آكروپوليتس، و غيره نوشت. مهمترين تأليفش رسالهٴ اندر باب وحدت طبيعت
نام دارد كه نه فقط شامل موضوعهاي فلسفي است، بلكه ملاحظات رياضي و علمي هم در آن ديده ميشود؛ و همچنين رسالهاي دارد در حكمتالهي. به عقيدهٴ او وحدت طبيعت ناشي از آن است كه همه چيز، از جاندار و بيجان، از چهار عنصر ساخته شده؛ اختلاف آنها مربوط به فرق تركيبات اين عناصر است، يكي از مناجاتهاي او خطاب به مريم عذرا درشمار دعاهاي مسيحيان ارتدوكس درآمد.
نيكهفوروس بلمودِس3
در 1197 يا 1198، در قسطنطنيه زاده شد؛ در دربار نيقيه برآمد، پيش از 1235، در صومعهاي نزديك افسس عزلت گزيد و در 1272، فوت كرد. اديب (از معروفترين ادبا)، فيلسوف، و جغرافيدان بيزانسي. رسالههايي در مقدمات منطق و طبيعي، كتابي در جغرافيا بيشتر براساس